Friday, September 14, 2012

از درک حقیقت تا توهین به رسول الله فاصله فقط یک چوب کبریت است !
کبریت جهالت و کبریت سواستفاده....
و عجبا که در این بازی فقط به اسلام توهین میشود تو گویی  پیروان دیگر مذاهب اصلا دین خود را دوست ندارند که از آن به هنگام توهین شدن دفاع کنند!
 این احساسات این مؤمنین همواره آماده ی تحریک شدن و جریحه دار شدن است !! و جالب آنکه غربیها هم آنرا شناخته و به وقتش از آن استفاده‌های دینی ! میبرند .... و مؤمنین پس از آتش زدن و داد و هوار کردن خسته و کوفته به خانه میروند و خشنود از آنکه دین خدا را حمایت کردند و از چنگ کافران نجات دادند سر بر بالش میگذارند تا پاداش آنرا در خواب بگیرند ! و حتما پاداش آن بودن در بهشت در کنار حوریان بهشتی‌ است!!
حضرت مولوی میفرماید : خوش تر آن است که راز دگران .... گفته آید از زبان دگران !....
جنجالی که در خاورمینه و جهان اسلام براه افتاده یک سناریو بیش نیست ،  برای باور این سناریو میبایست که کارهای عجیبی‌ هم اتفاق بیفتد ، مثلا حمله به سفارتخانه ی آمریکا و چند کشور غربی مانند آلمان و انگلیس که حتی سفیر بیچارهٔ ی آمریکا و چند تن از کارکنان این سفارتخانه در شهر بنغازی باید که جان خود را هم برای این بازی از دست بدهند ! چه اهمیت دارد ؟ مساله مساله ی جهانی‌ است ! و در پشت آن ده‌ها هدف بسیار بزرگتر نهفته است که اصلا جان سفیر یا حتی از سفیر مهمتر هم در برابر آن هیچ است !
اردشیر زاهدی که در نظام پیشین هم پست وزارت امور خارجه و هم پست نمایندگی‌ ایران در سازمان ملل را داشت و بخاطر شخصیت گرمش از محبوبیت ی بالا در مجامع بهره‌مند بود روزی مورد خواهش یکی‌ از مقامات آمریکایی قرار می‌گیرد تا به یکی‌ از سفارتخانه‌هایی‌ که عده‌ای مسلمان یا بچه مسلمان وارده شده و چند نفری را به اسارت گرفته بودند رفته و برای ختم این ماجرا‌ به سازمان اف بی‌ آی‌ و سی‌ آی‌ ا کمک کند ، اردشیر زاهدی به محل آن سفارتخانه رفته و به عنوان نماینده ی یک کشور مسلمان با تروریست‌ها گفتگو مینماید و حتی بی‌ سلاح به درون سفارت میرود و با گفتگو و قول و قرار بی‌ ریختن هیچ قطره خونی ماجرا‌ را به آخر می‌رساند و تروریست‌ها خود را به پلیس تحویل میدهند.
ماجرا‌ بر سر فیلم محمد رسول الله بود که عده‌ای از مسلمانان گمان میکردند این فیلم توهین به شخص محمد است و اردشیر زاهدی به آن تروریست‌ها قول داده بود تا آن فیلم در ایران به نمایش در  نیاید ! و چنانچه می‌دانیم در زمان شاه این فیلم به سینماهای ایران راه نیافت !! اما بلافاصله بعد از انقلاب با بروی کار آمدن ملایان فیلم محمد رسول الله هفته‌ها و ماه‌ها بر پرده ی سینما‌های این کشور جا خوش کرده و میلیاردها تومان به جیب تاجران سینمایی و دست اندرکاران آن سرازیر نمود.
این داستان را از آن خاطر بازگو نمودم تا به بخش دیگر این صحبت برویم ، چرا که به خوبی در این ماجرا‌ میبینیم چگونه یک نظام نسبتا لائیک به عقاید مسلمین و دیگر ادیان احترام میگذارد و بر سر قول و قرار خود می‌‌ایستاد ولی‌ یک نظام مذهبی‌ به هیچ قول و قراری پایبند نیست و هرآنچه که بخواهد را صحیح معرفی‌ مینماید و مؤمنین هم موظف به انجام آن هستند . پس نگاهی‌ به جمله ی زیبا و پر معنای سعدی نازنین بیفکنیم که میگوید : هر عیب که سلطان بپسندد هنر است !!!
حال با این دانسته به سراغ این فیلم جدید برویم که به گفته ی بخشی یا عده‌ای بسیار ناچیز از مسلمین در آن به رسول الله یعنی‌ شخص محمد توهین شده است !... در صورتی که اگر همین فیلم را ملایان  می‌خواستند میتوانستند به یک فیلم بسیار مقدس و مذهبی‌ توجیه نمایند که نه تنها در آن هیچ توهینی به رسول الله نشده که حتی بر عکس حقایق زندگی‌ پیامبر اسلام را به درستی‌ نشان داده ! و آنگاه هر کرده ی محمد را مؤمنین می‌بایست سرمشق خود قرار داده و به همان صورت زندگی‌ نمایند، چرا که تقلید در اسلام از اصول دین است !
البته چنانچه می‌دانیم مسلمین هم به چند دسته تقسیم میگردند که این دسته ی خشن فقط بخش بسیار کوچک اما تاثیر گذار آن است ، چرا که آن صدها میلیون اکثریت خاموش هستند که جز نظاره کردن کار دیگری نمی‌دانند.
همه می‌دانیم که در اسلام و به ویژه در مذهب شیعه خشونت نقش بسیار والایی دارد که جای منطق و محبت را به سادگی‌ گرفته و حرف اول را میزند ! و به همین خاطر هم به امام زین العابدین که دوست نداشت شمشیر به دست گیرد و مدام خود را بیمار نشان میداد ، به طعنه امام بیمار نام نهادند ، و در این میان حتی امام‌زاده بی‌ غیرت هم وجود دارد که گویا مایل به گفتگو و و مدارا بوده تا بدست گرفتن شمشیر و ریختن خون این و آن ! و باز می‌دانیم که ایران مرکز جهان شیعه در دنیای اسلام است ، پس میباست این دنیای اسلام از همه جا بیشتر سنگ توهین به رسول الله را به سینه بکوبد !!... به راستی‌ چرا در ایران فقط عده‌ای معدود به خیابان آمده و با حمایت و رهبری دولت چند پرچم به آتش کشیده و چند شعار داده و پس از نوشیدن ساندیس به خانه‌ها روانه شدند ؟؟؟.... و اصلا به مکه برویم که محل زادگاه اسلام و خانه ی رسول الله است ! چرا در آنجا خبری از این کارها نبود ؟ و چه شده که مثلا در آفریقا که مسلمان بدبخت حتی غذا برای خوردن ندارد این فرصت و این نیرو و این علم و دانش مذهبی‌ را دارد که به پیام آور اسلام توهین شده است و باید به سفارتخانه‌ها حمله کرد ! اما این دانسته را ندارد که این سفارت خانه‌ها اصلا نقشی‌ در این ماجرا‌ بازی نمیکنند و سر نخ جای دیگری است ؟
بازیهای آشکار و پنهان داستانی که جهان را سمت و سوق میدهند ، و ادیان و مؤمنین را به عنوان بهترین وسیله و کم خرجترین آن بکار میگیرند خوب می‌دانند که کلید هر ملت را چگونه به قفل آن بیندازند تا این در با کمترین نیرویی باز شود  و آنها را به اهداف جهانی‌ رهنمون سازد تا همیشه و همیشه این قدرت مافوق کشورهای دیگر در دستان آنها باقی‌ بماند !! چه اهمیت دارد که در این میان از این هفت میلیارد انسان هزار هزار هم نابود گردند ؟  آیا همین جمعیت زیاد یکی‌ از دغدغه‌های این زمین و این مردان قدرتمند نیست ؟ چه چیزی بهتر از این مؤمنین قربانیان نخستین گردند و راه را برای قربانیان بعدی باز کنند ؟  ......   می‌گویند :حماقت مرز نمی‌شناسد !!  و عجبا که مرز مابین  درک حقیقت تا توهین به یک مقام مذهبی‌ و به آتش کشیدن جهان فقط یک چوب کبریت است کبریت جهالت و کبریت سواستفاده....
وای بر ما اگر سکوت نماییم تا هر کس هر کاری که خواست با ما و آینده ی ما انجام دهد !!! فراموش نکنیم که امانوئل کانت میگوید:کسی‌ که حقیقت را نمیداند نادان است ، اما کسی‌ که آنرا می‌داند ولی‌ بیان نمیکند تبهکار است .... با دانستن این مهم باید با خود اندیشه کنیم که نادان کیست و تبهکار چه کسی‌ است ؟ 
مجید رحیمی ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۲ سان فرانسیسکو
 
 
 
هشدار جدی به دولت کانادا !!
و قابل توجه ایراندخت مبارز نازنین جم!....

کاری که دولت کانادا البته با کمی‌ تاخیر چندین و چند ساله انجام داد و آشغال‌های جمهوری ننگین اسلامی را از کشورش بیرون انداخت و رابطه ی خود را با این نظام تروریست و تروریست پرور قطع نمود ، کاری‌ست قابل ستایش که دیگر کشورها باید آنرا سر مشق خود قرار دهند .
اما این کار زیبا دلیلی‌ بر آن نیست تا این دولت کانادا هر اشتباه یا کار عمدی را در پناه آن قرار دهد و در کنار رسوا نمودن این نظام ننگین حاکم بر ایران ملت ایران را هم در جهان بدنام نماید .
در امر دیپلوماتیک انتخاب واژه‌ها و جمله بندی‌ها و چگونه بیان کردن آن جملات مبحثی بس جدی و حیاتی‌ است که سیاستمداران نمیتوانند از رعایت آن غافل شوند ، مگر آنکه افرادی چون سران نظام وحشی جمهوری اسلامی باشند که آنهم وضع‌شان مشخص است.
اما در این راستا دولت کانادا نه نظام و دولت جمهوری اسلامی را که ایران را عنوان کرده است ! و این به هیچ وجه مورد پسند و پذیرش هیچ ایرانی‌ آزاده و طالب نابودی  جمهوری اسلامی نیست
این مورد حیاتی و این اشتباه فاحش به این نظام سودجو که از مورد استفاده قرار دادن هیچ چیز روی گردن نیست این فرصت را میدهد تا با برگرداندن آن به سوی ملت به بسیاری از مردم ایران این معنی‌ و مفهوم را تفهیم کند که این دولت‌ها همه بر ضد ایران و تمامیت ارضی آن هستند و خواهان نابودی این کشور و این ملتند.
چه دولت کانادا و هر دولت دیگری که می‌خواهد قدمی‌ در راستای آزادی بردارد موظف است ملت ایران و دولت آنرا از هم تمیز دهد و آنرا در جملات خود نمایان سازد بگونه‌ای که این نظام سودجو نتواند هیچگونه استفاده‌ای از آن بر ضد آزادی و بر ضد ملت ایران ببرد .
ما از دولت کانادا و همینطور از خانم نازنین جم که براستی در چند هفته پیشتر جمله ی زیبائی در اخراج این خانه اوباش به نام سفارت بیان کردند ، می‌خواهیم که هرچه زودتر این جملات را تصحیح نموده و به گوش ملت ایران برسانند .
پاینده باد آزادی ، پاینده باد ارتش آزادی بخش جهانی‌ و پاینده باد هر کسی‌ که در هر جایگاهی‌ به خاطر آزادی می‌جنگد و این مقوله ی زیبا و انسانی‌ را میستاید.
مجید رحیمی ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۲ سان فرانسیسکو
 

Tuesday, September 11, 2012

امروز ۱۱ سپتامبر است !!
 روزی که در ۱۱ سال پیشتر جهان فقط در چند ساعت چنان تغییر کرد که پیش از آن فقط این تغییر را میشد در فیلمهای هالیوودی نظاره کرد .... اما در آن روز میلیاردها انسان در سرتاسر جهان شاهد پرخرج‌ترین فیلم تاریخ شدند که بازیکنان آن همه گمنام بودند و عجبا که همه شاید به جز چند تن از آنان گمنام نیز باقی‌ ماندند !
با آنکه حتی جان خویش را فدای این فیلم جهانی‌ نمودند ....
در همان زمانها که ماهنامه ی آشنا برقرار بود و این بنده مسئول آن بودم ، شعری را که در زیر میخوانید تقدیم خوانندگان مطلبم نمودم که امیدوارم شما هم آنرا بپسندید ....
خواندنش خالی‌ از لطف نیست ، اما کمی حوصله‌ می‌خواهد و مقایسه ی آن با آنچه بعدها رخ داد ،،، عجبا که اکثر این موارد اتفاق افتاد !! گاهی خودم هم باور می‌کنم که این شعر بعد از این جریانات سروده شده است .... اما وقتی‌ به تاریخ چاپ آن نگاه می‌کنم دوباره باورم میشود که تاریخ آن قبل از رخداد این وقایع را نشان میدهد ....

یازده سپتامبر
یکی‌ مرد عرب اندر بیابان
کشیده خنجرش بر چهر یاران
ز غار خود فرستاده رسولش
که گوید دیر شد بهره ی پولش
خروشیدند آن یاران دیروز
بگفتندش چه میگویی تو پفیوز؟
اگر پولی‌ تو داری از سر ماست
کجا غار تو بی‌ ما پای برجاست ؟

فرستاده چو بشنید این سخن را
به نابودی کشی‌ او منهتن را
پس از این حادثه دنیا دگر شد
دگر عمر فنتیک‌ها به سر شد
بجای پول موشک‌ها شد ارسال
بگفتندش که این هم سود امسال
همه بردند سودهای فراوان
ولی‌ بشنو ز حال خلق افغان
یکی‌ بمب است و آن یک بسته ی نان
یکی جان گیرد و آن یک دهد جان
ولی‌ هر دو به یک شکلند و یک رنگ
خدایا چیست پس اینقدر نیرنگ؟
یکی‌ کودک به شوق نان دویده
ولی‌ مین اش بدن از هم دریده
بسر میکوفت مادر از غم وی
پسر نان آرد اما کی‌ شود کی‌؟
عرب چون خشم نایارن چنین دید
به غار خود نشست و کرد تهدید
که ما را هست نیروی خدایی
ترا نابود سازیمت چو آیی
سپس پا را فراتر برد ز الله
که ما بمب اتم داریم بالله
به دکمه‌ای همه دنیا خراب است
ببین ! این قدرت اسلام ناب است
بخندید و بگفتش غرب قادر
تو هم خواهی‌ کنی‌ اسلام صادر ؟
بگو تا که شوم من یاور تو
تو خود رهبر ، ولی‌ من رهبر تو
وگر نه میروی جایی‌ که انداخت
عرب نی را و جان را بر سرش باخت
عرب خندید و گفتش دام بی‌ دام
نخواهم شد به وعده‌های تو رام
منم خود رهبر دنیای اسلام
نه چون روح لله و نه مثل صدام
اگر جان را دهم استوره گردم
ز شیرینی‌ وگر نه غوره گردم
گرفته سخت جنگی در میان در
که میزد خلق ز آن احوال پر پر
تمام ملک جم ویرانه گردید
چنان که جغد‌ها را خانه گردید
ز موشک‌ها یکی‌ برگشت دشت خشخاش
نمی‌‌آمد فرود این نکته را باش
چه راز ی اندر این نکته نهفته
هر آن کین راز را گفته، خفته
پیامی شد به جرج از ابن لادن
چرا پا را ز حق بیرون نهادن ؟
شما خود منهتن ویرانه کردید
به دنیا راست گویید ار که مردید
فرستاده ز من امر از شما بود
به چشم مردم عالم رود دود ؟
نوشت این ابن لادن جمله‌ای سخت
که عالم از شما گردید بدبخت
ولی‌ در مسلم ار میبود منطق
جدا بود مسلم از ناله و هق هق
اگر روزی بکار افتاد سر ما
بخیر خواهد شد آخر، آخرما
به چشمم جرج و بن لادن یک هستند
از این قدرت پرستی‌ هر دو مستند
به عالم حرمت آدم شکستند
بخون مردمان آغشته دستند
بدانیم نیک ، سر بر چوبه ی دار
کشد کو بر زبان میراند افکار
اگرچه نیست پیدا آخر کار
ولی‌ بیدار باید بود بیدار!!

مجيد رحيمى - سپتامبر ۲۰۰۱ مونیخ

Sunday, September 9, 2012

واقعا درود بر کشور و دولت کانادا
که این تروریستهای آشغال جمهوری اسلامی حاکم بر ایران را از کشورش بیرون ریخت!
ما هم باید از کانادا بیاموزیم و این آشغالها را از کشورمان بیرون بریزیم  !!

 

Friday, September 7, 2012

پرودگارا !! هستی‌ ما را به زیور دوست داشتن بیارای ....
صدای مهر و دوستی و دوست داشتن "ثابت ایمانی‌" به سکوت گرایید ...
و من چه غمگینم از نبودش یاران ....
به کلام و صدایش گوش دهیم و خوب آموزی را از وی بیاموزیم....
مجید رحیمی ۷ سپتامبر ۲۰۱۲ کالیفرنیا

 
دیدن این منظره و تجربه ی مناظری اینچنینی ارزش آن را داشت که ۱۶۰ کیلومتر در جاده‌های سخت و کوهستانی ایالت آریزونا برانیم و گرند کنین را نه از قسمت توریستی بلکه از قسمت دیگر آن که کمتر کسی‌ به آنجا میرود ببینیم ، جایی‌ که شاید در طول روز فقط دو تا سه خودرو از کنارت عبور میکنند و دیگر جز تو هیچ در این سکوت کوهستانی نیست .... سکوتی اما زیبا و دوست داشتنی که تو را اسیر خود میسازد.
 

Tuesday, September 4, 2012


افزودن عنوان

ورود به غرب وحشی ،،،،
از اینجا به بعد حتی تلفن‌های همراه هم دیگر کار نمی‌کردند و ما میبایست بدور از دنیای مدرن با وسیلی که به همراه داشتیم هشتاد کیلومتر به درون صحرا می‌رفتیم و سپس بازمیگشتیم ،،، سفری وحشتناک زیبا و باورنکردنی ،،،، به آن سوی گرند کنین خوش آمدید ، جایی‌ که در تمام روز شاید فقط دو تا سه جیپ صحرایی از کنارتان عبور کنند،
اینجا مارهای زنگی صحرا را از آن خود می‌دانند ، و به حق هم چنین است ،،،، آدمی‌ اینجا بیگانه است .... و چه زیباست که این موجودات زیبا و بی‌ آزار میتوانند از خود و خانه ی خود دفاع کنند !!
کاش ما هم از آنان بیاموزیم !!
این گرند کنین یعنی‌ "دره یا سوراخ بزرگ " که ۱۰۰۰ متر ارتفاع داره ،،،، حدود ۲۰ میلیون سال پیش دو پاره ی زمین به درون هم وارد شده و سپس از هم جدا میگردند ، در حین جدا شدن این سوراخ یا دره به این صورت پاره میشه که امروز یکی‌ از بی‌نظیرترین شاهکار طبیعت رو به نمایش گذاشته....